سيد جلال الدين آشتيانى
412
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
ندارد . امتيازات اعراض از يكديگر و زيادتى آنها بر حقايق جوهرى به مقتضاى كلام معجز نظام حضرت على بن موسى الرضا : « قد علم اولو الالباب ان كل ما هناك آية لما هنالك » ، نشانه آن است كه صفات باعتبار تعينات در حضرت اسماء و واحديت حقايقى هستند كه از يكديگر متمايزند ؛ چون در اين نشئه باعتبار وجود فرقى بر ذوات تمايز دارند و تميز صفات در اين نشأ از ذوات و معروضات دليل بر آنست كه صفات و اسماء حق در نشئه علم تفصيلى از ذات تمايز دارند ؛ اگر چه باعتبار مقام استهلاك كثرت در وحدت و مقام احديت عين ذاتند . صفات نسبت بذات ، حكم وجود و ماهيت را دارند ، بحسب مفهوم و تعين مختلف و باعتبار خارج و مصداق متحدند . صفات در نشئه ربوبى باعتبار وجود جامع كه وجود ذات باشد ، متحدند ، كما اينكه صفات متمايزه متكاثرهء در عالم ماده نيز كه مظاهر صفات حقند در معناى عرضى مشترك و بحسب ذات متمايزند . * * * اعراض خارجى از جهت ديگر نيز با صفات و شئون ربوبى جهت اشتراك دارند ؛ چون اعراض به يك اعتبار با موضوعات وحدت دارند و اتحاد وجودى دارند زيرا شأن و ظهور موضوعند و صحت حمل دليل بر اتحاد وجودى اعراض با موضوعات آنهاست . مباين بر مباين حمل نمىشود ، ولى اتحاد اسماء و صفات با ذات ربوبى اتم انحاء اتحاد است . اتحاد در اين باب تمامتر از اتحاد عرض با موضوع و محل است . قدما ، تركيب بين عرض و موضوع را تركيب انضمامى مىدانستهاند ؛ ولى صدر اعاظم حكما ملا صدراى شيرازى « قده » ، تركيب انضمامى را در برخى از كلمات خود نفى نموده است و قائل باتحاد شده است . تركيب اتحادى اقسامى دارد ، يك قسم از تركيب اتحادى ، تركيب ماهيت با وجود است چون ماهيت تحصيلى قطع نظر از وجود ندارد . يك قسم تركيب جنس و فصل است . قسم ديگر تركيب عرض و موضوع است . قسم ديگر از اقسام اتحاد ، اتحاد ماده و صورت و قسم ديگر اتحاد نفس است با قواى ظاهرى و باطنى خود كه اتحاد حقيقت و رقيقت باشد . هر علت مفيض وجود همين حكم را با معلول خود